نویسنده: جسی والدن، بنیانگذار Variant
گردآوری: یولیا، PANews

یادداشت سردبیر: در مقالهای، جسی والدن، بنیانگذار Variant Fund، مفهوم آیندهنگرانه "همه چیز یک بازار است" را ارائه میدهد و استدلال میکند که ارزهای دیجیتال مرزهای امور مالی را به حوزه فرهنگی گسترش میدهند و به یک لایه زیرساخت افقی تبدیل میشوند. این مقاله بررسی میکند که چگونه امور مالی به یک زیرساخت همهجا حاضر تبدیل میشوند که توسط سه عامل اصلی هدایت میشود: مشارکت گسترده، نوآوری بدون مجوز و برنامهریزیپذیری بازار. همچنین تصویری از آیندهای ترسیم میکند که در آن امور مالی پس از ترکیب رمزنگاری و هوش مصنوعی نامرئی میشوند.
متن کامل به شرح زیر است:
بحثهای زیادی درباره اینکه آیا ارزهای دیجیتال صرفاً برای اهداف مالی هستند یا اهمیت گستردهتری دارند، وجود داشته است. دیدگاه من این است: بله، ارزهای دیجیتال برای اهداف مالی هستند. اما نکته کلیدی این است که معنای امور مالی بسیار گستردهتر از آنچه مردم عموماً آن را درک میکنند، در حال تبدیل شدن است.
سه نیروی محرک اساسی پشت این تحول وجود دارد:
مشارکت عمومی: با کاهش موانع ورود به بازار، امور مالی به طور فزایندهای با فرهنگ در هم تنیده شده و عمیقاً تحت تأثیر آن قرار میگیرد.
بازارهای بدون مجوز: این پویایی به عنوان محرک تغییر عمل میکند و به کاربران جهانی اجازه میدهد الگوهای رفتاری جدیدی را نشان دهند و در این فرآیند، تنظیمکنندگان و نهادهای سنتی را مجبور به حرکت رو به جلو میکند.
نقاط پایانی قابل برنامهریزی: بازارهای مالی از مکانهای مجزا به API تبدیل میشوند. آنها دادههای اقتصادی را جاسازی میکنند، اطلاعات بلادرنگ تولید میکنند که برای سایر سیستمها غیرممکن است و جعل آن بسیار پرهزینه است، و میتوانند به طور یکپارچه توسط AI Agent استفاده شوند.
مشارکت گسترده تغییر میدهد که چه کسانی از بازار استفاده میکنند؛ نوآوری بدون مجوز تغییر میدهد که کدام بازارها میتوانند وجود داشته باشند؛ و قابلیت برنامهریزی بازارهای جدید فضای طراحی جدیدی را برای نحوه استفاده ما (و AI Agent) از بازار باز میکند.
در نتیجه، همانطور که ارزش در جهان به طور فزایندهای مبتنی بر نرمافزار میشود، امور مالی در حال تحول بنیادین است که نیاز به دیدگاهی گستردهتر نسبت به نتیجه نهایی آن دارد.
در سال 2020، Variant با چشمانداز "اقتصاد مالکیت" راهاندازی شد و هدف آن توانمندسازی یک میلیارد کاربر برای مالکیت هویتها، منابع مالی، دادهها و محصولات و خدماتی بود که روزانه استفاده میکنند. امروز، مالکیت کاربر در چندین بخش مهم اما عمودی نرمافزار محقق شده است که عمدتاً بر ویژگیهای مالی متمرکز است: مانند ذخیره ارزش (BTC/ETH)، بلاک چینهای غیرمتمرکز و بازارهای مالی (Solana، Uniswap، Morpho، Hyperliquid)—ما خوششانس هستیم که سرمایهگذار در این پروژهها هستیم.
در نگاهی به گذشته، استدلال سال 2020 صحیح بود: مردم میخواهند از چیزهایی که درک میکنند و به آن اهمیت میدهند، منافع اقتصادی کسب کنند. اما من در ابتدا فکر میکردم این به همه محصولاتی که کاربران روزانه استفاده میکنند، مانند سهام کارمندان، گسترش مییابد؛ در عوض، فرصت به سرمایهگذاری "استیک" در هر چیزی که به آن اعتقاد دارید، تبدیل شده است.
امروزه، "معاملات" به روشی گستردهتر و غیرفیزیکی برای کاربران تبدیل شده است تا در رشد اقتصادی (و افت) شرکت کنند. معاملات ثابت کردهاند که بازخورد مستقیمتر و بیانگرتری نسبت به مالکیت هویتهای دیجیتال، پول، دادهها یا پلتفرمها ارائه میدهند.
معاملات اغلب به عنوان دروازهای به بازارهای گستردهتر عمل میکنند. بسیاری از افراد با استعدادی که در فضای کریپتو با آنها برخورد کردهام، مسیرهای شغلی مشابهی را طی کردهاند:
درسی از یک آلتکوین با نوسانات شدید بیاموزید؛
یاد بگیرید مانند یک معاملهگر ریسک را مدیریت کنید؛
در نهایت، به سرمایهگذاران بلندمدت بالغتری تبدیل میشوند.
حتی شکستها میتوانند معنادار باشند: یک قمارباز که همه چیز را از دست داده است، اگر تصمیم بگیرد فقط روی چیزهایی که میفهمد شرطبندی کند، به یک معاملهگر تبدیل میشود؛ یک معاملهگر اگر ایمان پیدا کند و افق زمانی خود را گسترش دهد، به یک سرمایهگذار تبدیل میشود.
ما میتوانیم از سلسله مراتب نیازهای مزلو برای درک این تداوم ریسکپذیری استفاده کنیم:
قمار و معاملات نیازهای سطح پایینتر را برآورده میکنند: احساس امنیت (فرار از مشکلات مالی با به دست آوردن ثروت) یا احساس تعلق (مانند WallStreetBets که سعی میکند با Citadel رقابت کند، یا شما و دوستانتان که روی یک تیم شرطبندی میکنید).
سرمایهگذاری، از سوی دیگر، به سطوح بالاتر خودشکوفایی و احساس مأموریت نزدیکتر است. مالکیت خانه رویای آمریکایی است و سرمایهگذاری در یک شرکت بیانگر اعتقاد به آینده آن است. اما اگر تمرکز شما بر نیازهای اساسی باقی بماند، دستیابی به این اعتقاد دشوار است.
یادداشت PANews: WallStreetBets (WSB) یک انجمن فرعی معروف در Reddit است، مرکزی برای سرمایهگذاران خرد که به خاطر سرمایهگذاری پرخطر و تهاجمی و معاملات سهام میم شناخته شده است. این انجمن به دلیل تشویق معاملات اختیاری اهرمی و پیگیری سودهای کوتاهمدت بدنام است و در سال 2021 با سازماندهی فشار کوتاه Game Stations (GME) جنجال مالی جهانی ایجاد کرد. Citadel یک صندوق تامینی سطح بالا و شرکت خدمات مالی است که به خاطر کنترل دقیق ریسک و بازده بالا مشهور است و یکی از تأثیرگذارترین غولهای مالی در وال استریت است.
به دلیل بازههای زمانی کوتاه و نوسانات بالای آنها، معاملات میتوانند نیازهای فوریتر طیف گستردهتری از مردم را برآورده کنند. علاوه بر این، از آنجا که بازارهای بدون مجوز میتوانند تقریباً هر چیزی را هدف قرار دهند—از مشتقات تا میمها تا نتایج سیاسی—مردم هرگز چنین طیف گستردهای از راهها برای به دست آوردن منافع اقتصادی نداشتهاند.
در بسیاری از چنین بازارهایی، تجربه زندگی میتواند یک مزیت باشد، حداقل برای مدت کوتاهی. یک بچه که روندهای TikTok را میفهمد، بیشتر از Citadel درباره میمها میداند؛ یک بازیکن که در اقتصاد مجازی زندگی میکند، بیشتر از یک تحلیلگر بازی درباره بازیها میداند.
ضربالمثل قدیمی "در چیزی که میدانید سرمایهگذاری کنید" امروزه به طور فزایندهای عملی میشود. در نتیجه، مشارکت در بازار دیگر یک تلاش حرفهای نیست، بلکه فرهنگ مشارکتی با بازیهای وضعیت، میمها، قهرمانان، شروران، فرهنگهای فرعی و زبانهای خود است. به دلیل بیانگری و دسترسی این دانش تازه یافته شده، بازارهای مالی به طور فزایندهای با فرهنگ در هم تنیده میشوند. و فرهنگ—از روندها تا رویدادهای سیاسی—به طور فزایندهای از طریق بازارها بیان میشود.
(عکس: نمایش مد S2023 Balenciaga در بورس اوراق بهادار نیویورک)
ما شاهد گسترش نمایی دسترسی اقتصادی جهانی از طریق استیبل کوینها هستیم؛ در طرف دیگر طیف، ریسکپذیری مالی از طریق معاملات و بازارها نیز در حال گسترش است و به سمت مقیاس یک میلیارد معاملهگر فعال روزانه پیش میرود.
در دهه 1960، میانگین دوره نگهداری سهام بیش از هشت سال بود. تا سال 2020، این میانگین به کمتر از یک سال کاهش یافته بود. این دقیقاً دنیایی است که امروز در آن زندگی میکنیم: بازاری با مشارکت گسترده، جایی که معاملات به شریان اصلی برای افرادی که سعی دارند منافع اقتصادی کسب کنند، تبدیل شده است.
این دنیا به طور کامل در مرزهای سیستم مالی سنتی ظاهر نمیشود. بازارهای جدید عمدتاً به صورت خارجی ایجاد میشوند، اغلب عمداً و از روی ضرورت. استفاده از فناوریهای جدید و بازارهای آزاد برای فشار بر تنظیمکنندگان و نهادها یکی از قابل اعتمادترین مدلها برای انطباق و تکامل سیستمهای سنتی است.
همانطور که در مقاله اولیه خود نوشتم:
"تاریخ پذیرش پروتکل از یک الگو پیروی میکند: ابتدا، پذیرندگان اولیه از پروتکلهای جدید برای انجام کارهایی استفاده میکنند که قبل از توانمندسازی فناوریهای جدید غیرممکن بود. این رفتار جدید اغلب شامل شکستن قوانین است. سپس، استراتژی برنده بنیانگذاران ساخت محصولاتی است که این الگوهای جدید را برای مخاطبان گستردهتری در دسترس قرار میدهد."
یک مثال کلاسیک BitTorrent است که در سال 2003 اختراع شد. این فناوری جریانسازی را ممکن کرد و در اوج خود، دزدی دریایی از طریق پروتکل یک سوم کل ترافیک اینترنت را تشکیل میداد. بعداً، Spotify جریانسازی را با رسیدن به توافق انطباق محصولسازی کرد (در واقع، در ابتدا از فناوری BitTorrent در هسته خود استفاده میکرد).
ارزهای دیجیتال در حال بازسازی ارزش بدون مجوز به همان روشی هستند که BitTorrent اطلاعات را بازسازی کرد.
بازارهای پیشبینی: Polymarket سالها در مسیر کریپتو دور از ساحل فعالیت کرد، زمانی که بازارهای پیشبینی در ایالات متحده ممنوع بودند. اکنون، به لطف شفافیت تنظیمی جدید، آنها اپلیکیشنهای موبایل در ایالات متحده دارند (اگرچه در زنجیره نیستند).
استیبل کوینها: همچنین زمانی در منطقه خاکستری تنظیمی وجود داشتند و در ابتدا نقدینگی را در صرافیهای دور از ساحل هدایت میکردند. سال گذشته، قانون GENIUS آنها را به سیستم آورد.
ICO و تأمین مالی: در سال 2017، ICO ها تأمین مالی جمعی بدون مجوز را در زمانی که سرمایهگذاری استارتآپ مراحل اولیه محدود بود، ممکن کردند. SEC متخاصم متعاقباً این را سرکوب کرد، اما این یک مشکل را تشدید کرد: پاداشهای نوآوری تکنولوژیکی و رشد به صورت خصوصی دریافت میشدند، با فرصت کمتر و کمتر برای مشارکت عمومی در رشد رو به بالا. با این حال، امسال، کنگره در حال تدوین قانون ساختار بازار در قانون CLARITY است که صراحتاً به بنیانگذاران اجازه میدهد از طریق فروش توکن عمومی و مالکیت سهام، به طور گسترده منابع مالی جمعآوری کنند.
بازار بدون مجوز همچنان تلاش میکند "قوانین را بشکند" و به مردم اجازه دهد به منافع اقتصادی شرکتهای خصوصی دسترسی پیدا کنند (آیا نمیخواهید سهمی از Claude یا ChatGPT داشته باشید؟). Robinhood اخیراً تلاش کرد تا قرار گرفتن در معرض توکنسازی شده به شرکتهای خصوصی مانند OpenAI و SpaceX را در مسیر کریپتو اروپا راهاندازی کند و برای آوردن منابع مالی بازار خصوصی به سرمایهگذاران خردهفروشی ایالات متحده با SEC ثبت کرد. استارتآپها در تلاش هستند تا قرار گرفتن در معرض مصنوعی به شرکتهای خصوصی را از طریق محصولات جدید ارائه دهند.
این میتواند مسیری به سمت استدلال اصلی "اقتصاد مالکیت" باشد، جایی که کاربران واقعاً در معرض اقتصادی محصولات و خدماتی که روزانه استفاده میکنند، قرار دارند. اما همانطور که در سایر بازارها دیدهایم، وادار کردن تغییر تنظیمی زمان میبرد و اغلب به مقیاس و تقاضای بازار اثبات شده بستگی دارد.
به طور مستقیمتر، من پیشبینی میکنم بسیاری از بازارهای رشد خالص کاملاً جدید راهاندازی شوند، که این سوال را مطرح میکند: فضای طراحی کامل این بازارهای جدید چیست؟ چگونه با بازارهای قبلی متفاوت هستند؟ و چه کسی، یا چه چیزی، آنها را معامله و مصرف میکند؟
آنچه این لحظه را از موجهای قبلی نوآوری مالی متمایز میکند این است که دو شکل بیان در نرمافزار به طور همزمان در حال گسترش هستند:
ارزهای دیجیتال: ارائه قدرتمندترین مسیر برای بازارهای جدید—ایجاد بدون مجوز، تسویه قابل برنامهریزی، نقدینگی قابل ترکیب و دسترسی جهانی، با هزینههایی که به سرعت به صفر نزدیک میشوند. اکنون، ما میتوانیم چیزهایی را که قبلاً غیرنقدشونده، غیرقابل دسترس یا به سادگی وجود نداشتند، توکنسازی و معامله کنیم.
هوش مصنوعی (AI): امکان ساخت، مدلسازی و خودکارسازی چیزهایی را که قبلاً غیرممکن بود، فراهم میکند.
کریپتو+AI یک فضای طراحی ترکیبی ایجاد میکند: هر قیمتی که توسط بازار تولید میشود، پایهای برای عمل AI است و هر چیز جدیدی که AI میتواند مدلسازی کند، شیئی است که بازار میتواند از آن برای قیمتگذاری استفاده کند.
هوش را میتوان به عنوان توانایی پیشبینی یا اتخاذ تصمیمات آگاهانه توصیف کرد. بازارها و ارزهای دیجیتال بهترین مکانیسمهای "پیشبینی" را که میشناسیم، ارائه میدهند. AI میتواند از این قیمتها برای درک و شبیهسازی آینده و اتخاذ تصمیمات بر اساس آن استفاده کند.
این فضای طراحی دقیقاً دلیلی است که بازار از "خروجی" به "زیرساخت" تکامل یافته است. طی دهه گذشته، ارزهای دیجیتال زیرساخت زیربنایی را ساختهاند و افزایش در بازارهای جدید را ممکن کردهاند. در دهه بعدی، بازار به طور فزایندهای به خود زیرساخت تبدیل میشود؛ نقطه پایانی برای برنامهها و عوامل برای مصرف به عنوان ورودی.
(عکس: بازار عمده فروشی مواد غذایی مرکزی مکزیکوسیتی)
API های سنتی دادههای ذخیره شده را برمیگردانند. بازارها، به عنوان API، دادههای بلادرنگ را از طریق رقابت متخاصمانه بین شرکتکنندگانی که مایل به ریسک سرمایه برای اعتقادات خود هستند، تولید میکنند. این باعث میشود بازارها بیانگرتر از API های معمولی باشند؛ آنها نه تنها اطلاعات ارائه میدهند، بلکه آن را تولید میکنند. علاوه بر این، از آنجا که اطلاعات تولید شده توسط بازارها تولید آن پرهزینه است، جعل آن نیز دشوارتر است.
مارکت پلیسهای آنچین حتی بهتر از API های سنتی هستند زیرا بدون مجوز و قابل ترکیب هستند (هر کسی میتواند آنها را فراخوانی کند)، جهانی هستند و به طور پیشفرض از رابطهای استاندارد استفاده میکنند.
ادغام بازارها به طور مستقیم در محصولات قبلاً در بخش مالی آغاز شده است، روندی که به عنوان "DeFi Mulllets" شناخته میشود: محصولات فینتک با تجربه front-end آشنا که بر روی مسیر back-end دیفای ساخته شدهاند، مانند Morpho Vault. محصولات وام دهی و کسب درآمد Coinbase به کاربران نرخهای بهره پویا ارائه میدهند و به آنها اجازه میدهند با جستجوی بازار وامدهی آنچین Morpho، بهره پرداخت یا کسب کنند. کاربران میتوانند بدون نیاز به درک پویاییهای بازار وامدهی زیربنایی، از این ویژگیها لذت ببرند.
فراتر از خدمات مالی، شانس Polymarket در Globe Awards اخیراً نمونهای برجسته از این پدیده است. API قیمتهای بلادرنگ را ارائه میدهد که سپس در محصولات سرگرمی گنجانده میشوند (بازار به طور دقیق 26 مورد از 27 برنده را پیشبینی کرد).
همانطور که ارزش بیشتری را در سراسر جهان توکنسازی میکنیم و بازارهای جدید را در زنجیره میآوریم، این مدل فراتر از بستهبندی فینتک یا شانس ورزشی زنده گسترش مییابد. در حالی که در حال حاضر در زنجیره نیست، "شارژ انرژی پاک" Apple یک مثال جریان اصلی گویا است. در ایالات متحده، وقتی گوشی خود را برای شارژ وصل میکنید، Apple از پیشبینیهای بلادرنگ شدت کربن شبکه برای برنامهریزی زمانهای شارژ برای حداکثر انرژی و بهرهوری هزینه استفاده میکند. شما هرگز بازار انرژی زیربنایی را نمیبینید، اما محصولات Apple در حال فراخوانی نقاط پایانی برای دریافت دادههای بازار هستند و از سیگنالهای آن به عنوان ورودی برای تصمیمگیریهایی که محصول را بهینه میکنند، استفاده میکنند.
MetaDAO، یک پلتفرم تامین مالی جمعی که توسط بازارهای پیشبینی هدایت میشود، این مفهوم را حتی بیشتر پیش میبرد. هنگامی که با تصمیمات حاکمیتی مواجه میشود، دو بازار مشروط ایجاد میکند: یکی با فرض قیمت توکن اگر پیشنهاد تصویب شود، و دیگری با فرض قیمت اگر پیشنهاد رد شود. قیمت بازار بالاتر نتیجه را تعیین میکند: پیشنهاد به طور خودکار اجرا میشود یا رد میشود. به جای رأیگیری، DAO بازار را برای تصمیمگیری فراخوانی میکند، با شرکتکنندگانی که پول واقعی را روی آنچه باور دارند نتیجه بهتری است، شرطبندی میکنند. در اینجا، بازار زیربنایی صرفاً ورودی تصمیم نیست، بلکه خود مکانیسم تصمیمگیری است.
اگر فرض کنید که تمام امور مالی و بازارها در حال قابل برنامهریزی شدن هستند، و AI به طور فزایندهای قدرتمند میشود، پس داشتن دیدگاهی گسترده از نتیجه نهایی مالی هم معقول و هم هیجانانگیز است. سیگنالهای قیمت، نتایج بازار پیشبینی شده، جریان منابع مالی آنچین و غیره همه به ورودیهایی تبدیل میشوند که هر برنامه یا عاملی میتواند بخواند، تفسیر کند و بر اساس آن عمل کند. اگر یک عامل بتواند حتی یک سنت بیشتر با ایجاد یا مشارکت در بازارها نسبت به هزینه استدلال کسب کند، انجام این کار منطقی است.
وقتی مصرف و مشارکت در بازار AI Agent را در نظر بگیریم، رقم "یک میلیارد معاملهگر فعال" ممکن است هنوز یک تخمین جدی کمتر از مقیاس آینده باشد.
امور مالی در حال تحول از یک صنعت عمودی منحصر به فرد به یک لایه بنیادی افقی است.
همانطور که مارکت پلیسها بیانگرتر و در دسترستر میشوند، امور مالی در فرهنگ جاسازی میشوند و خود فرهنگ به طور فزایندهای از طریق امور مالی بیان میشود. به طور همزمان، همانطور که مارکت پلیسها به نرمافزار بدون مجوز تبدیل میشوند، نقش خود را به عنوان عوامل تغییر تسریع میکنند و فرصتهای جدیدی را برای کاربران برای جستجوی رشد اقتصادی (و افت) در چیزهایی که میدانند و دوست دارند، باز میکنند. علاوه بر این، کاربران انتظار خواهند داشت که AI Agent آنها با مشارکت در مارکت پلیسها زندگی آنها را بهبود بخشد.
همانطور که بازارها قابل برنامهریزیتر میشوند، امور مالی به طور فزایندهای به عنوان یک بلوک ساختمانی جدید از زیرساخت اطلاعات در همه جا حاضر میشود. موفقترین زیرساختها اغلب نامرئی هستند و امور مالی در مسیر ادغام شدن در بافت همه چیز است.
به همین دلیل است که من مایلم دیدگاهی بسیار گسترده و جامع نسبت به نتیجه نهایی "امور مالی" داشته باشم.


