عنوان اصلی: [مسئله] ناهار رایگان وجود ندارد: تأملاتی درباره Arbitrum و Optimism
نویسنده اصلی: Four Pillars
ترجمه اصلی توسط: Ken، ChainCatcher
اعلام Base مبنی بر انتقال از استک OP Optimism به معماری یکپارچه اختصاصی، موج شوکی را در بازار ایجاد کرد و به شدت بر قیمت $OP تأثیر گذاشت.
Optimism به طور کامل تحت لایسنس MIT متنباز است و مدل تسهیم درآمد را برای زنجیرههایی که به "Hyperchain" میپیوندند، اجرا میکند. Arbitrum مدل "کد منبع انجمن" را اتخاذ میکند و از زنجیرههای ساخته شده بر روی Orbit میخواهد که در صورت تسویه خارج از اکوسیستم Arbitrum، 10% از درآمد پروتکل را مشارکت کنند.
بحث درباره کسب درآمد متنباز در زیرساخت بلاک چین، گسترش مسائل تکرارشونده در حوزههای نرمافزار سنتی (مانند Linux، MySQL، MongoDB، WordPress و غیره) است. با این حال، معرفی توکنها به عنوان متغیرها، لایه دیگری از روابط پویا را بین ذینفعان اضافه میکند.
گفتن اینکه کدام طرف کاملاً درست است دشوار است. آنچه مهم است داشتن درک روشنی از مبادلات درگیر در هر مدل و تفکر جمعی به عنوان یک اکوسیستم درباره پایداری بلندمدت زیرساخت L2 است.
در 1403/11/30، شبکه L2 اتریوم Coinbase، Base، اعلام کرد که اتکای خود به استک عملیاتی Optimism را قطع کرده و به پایگاه کد یکپارچه اختصاصی منتقل خواهد شد. ایده اصلی ادغام اجزای کلیدی، از جمله توالیساز، در یک مخزن واحد است، در حالی که وابستگیهای خارجی به Optimism، Flashbots و Paradigm کاهش مییابد. تیم مهندسی Base در وبلاگ رسمی خود اعلام کرد که این تغییر فرکانس هارد فورک در سال را از سه به شش افزایش میدهد و به طور مؤثر ارتقاها را تسریع میکند.
بازار به سرعت واکنش نشان داد: $OP در 24 ساعت بیش از 20% سقوط کرد. این تعجبآور نیست، با توجه به اینکه بزرگترین زنجیره در اکوسیستم سوپرچین Optimism به تازگی استقلال خود را اعلام کرده است.
تقریباً در همان زمان، Steven Goldfeder، بنیانگذار مشترک Arbitrum و مدیرعامل Offchain Labs، در پلتفرم X پست گذاشت و به همه یادآوری کرد که تیم او عمداً چند سال پیش مسیر متفاوتی را انتخاب کرده است. نکته اصلی او این بود که علیرغم فشار برای انتشار کد Arbitrum به عنوان کاملاً متنباز، تیم بر آنچه که آنها مدل "کد منبع انجمن" مینامند، اصرار داشت.
در این مدل، خود کد عمومی است، اما هر زنجیرهای که بر روی استک Arbitrum Orbit ساخته شده است، ملزم است درصد ثابتی از درآمد پروتکل را به سازمان خودگردان غیرمتمرکز Arbitrum مشارکت کند. Goldfeder هشدار شدیدی داد: "این همان چیزی است که اتفاق خواهد افتاد اگر یک استک اجازه دهد درآمد بدون مشارکت مطالبه شود."
خروج Base بیش از یک مهاجرت فناوری است. این رویداد یک سؤال اساسی را به پیش میآورد: زیرساخت بلاک چین باید بر چه ساختار اقتصادی ساخته شود؟ این مقاله چارچوبهای اقتصادی اتخاذ شده توسط Optimism و Arbitrum را بررسی خواهد کرد، تفاوتهای آنها را کاوش کرده و درباره جهت آینده صنعت بحث خواهد کرد.
Optimism و Arbitrum به روشهای کاملاً متفاوتی به نرمافزار نزدیک میشوند. هر دو پروژههای پیشرو در فضای مقیاسپذیری L2 اتریوم هستند، اما در روشهای خود برای دستیابی به پایداری اقتصادی در اکوسیستمهای خود به طور قابل توجهی متفاوت هستند.
استک OP Optimism به طور کامل تحت لایسنس MIT متنباز است. هر کسی میتواند کد را دریافت کند، آزادانه آن را تغییر دهد و زنجیره L2 خود را بسازد. هیچ حق امتیاز یا تعهدات تسهیم درآمدی وجود ندارد.
تسهیم درآمد تنها زمانی فعال میشود که یک زنجیره به اکوسیستم رسمی Optimism، "Hyperchain"، بپیوندد. اعضا باید 2.5% از درآمد زنجیره خود یا 15% از درآمد خالص درون زنجیرهای خود (درآمد کارمزد منهای هزینههای گس شبکه لایه 1)، هر کدام که بالاتر است، به Optimism Collective مشارکت کنند. در مقابل، آنها به حاکمیت مشترک Hyperchain، امنیت مشترک، قابلیت همکاری و منابع برند دسترسی پیدا میکنند.
منطق پشت این رویکرد ساده است. اگر زنجیرههای L2 متعددی بر روی استک OP ساخته شوند، این زنجیرهها یک شبکه قابل همکاری را تشکیل خواهند داد و از طریق اثرات شبکه، ارزش توکن OP و کل اکوسیستم Optimism افزایش مییابد. در واقع، این استراتژی قبلاً نتایج قابل توجهی به بار آورده است. پروژههای بزرگی مانند Base Coinbase، Soneium Sony، World Chain Worldcoin و Unichain Uniswap همگی استک OP را اتخاذ کردهاند.
شرکتهای بزرگ به دلایلی فراتر از مدلهای لایسنسدهی، استک OP را ترجیح میدهند. فراتر از آزادی ارائه شده توسط لایسنس MIT، معماری ماژولار استک OP یک مزیت رقابتی اصلی است. از آنجا که لایه اجرا، لایه اجماع و لایه در دسترس بودن داده را میتوان به طور مستقل جایگزین کرد، پروژههایی مانند Mantle و Celo میتوانند ماژولهای اثبات دانش صفر مانند OP Succinct را اتخاذ و آزادانه سفارشی کنند. برای حاکمیت سازمانی، توانایی دریافت کد بدون لایسنسهای خارجی و جایگزینی آزاد اجزای داخلی بسیار جذاب است.
با این حال، نقاط ضعف ساختاری این مدل به همان اندازه آشکار است: موانع کم ورود همچنین به معنای موانع کم خروج است. زنجیرههایی که از استک OP استفاده میکنند تعهدات اقتصادی محدودی به اکوسیستم Optimism دارند و هر چه سود زنجیره بیشتر باشد، عملیات مستقل از نظر اقتصادی منطقیتر میشود. خروج Base یک مثال کتاب درسی از این پویایی است.
Arbitrum رویکرد پیچیدهتری را اتخاذ میکند. برای زنجیرههای L3 ساخته شده بر روی Arbitrum Orbit و تسویه شده بر روی Arbitrum One یا Nova، هیچ تعهد تسهیم درآمدی وجود ندارد. با این حال، تحت برنامه مقیاسپذیری Arbitrum، زنجیرههایی که بر روی شبکههای غیر از Arbitrum One یا Nova (چه لایه 2 یا لایه 3) تسویه میشوند، ملزم به مشارکت 10% از درآمد خالص پروتکل خود به Arbitrum هستند. از این 10%، 8% به خزانه سازمان خودگردان غیرمتمرکز Arbitrum میرود و 2% به انجمن توسعهدهندگان Arbitrum میرود.
به عبارت دیگر، زنجیرههایی که در اکوسیستم Arbitrum باقی میمانند از آزادی برخوردارند، در حالی که زنجیرههایی که از فناوری Arbitrum استفاده میکنند و در اکوسیستمهای خارجی مستقر میشوند باید مشارکت کنند. این یک ساختار دوگانه است.
در ابتدا، ساخت Arbitrum Orbit L2، که مستقیماً بر روی اتریوم تسویه میشود، نیاز به تأیید از طریق رأیگیری حاکمیت در سازمان خودگردان غیرمتمرکز Arbitrum داشت. این فرآیند زمانی که برنامه گسترش Arbitrum در 1402/10/10 راهاندازی شد، به مدل خودخدمتی تبدیل شد. با این وجود، فرآیند اولیه "مجوزدار" و تأکید بر تشویق L3 ممکن است موانعی برای شرکتهای بزرگی که به دنبال یک زنجیره L2 مستقل هستند، بوده باشد. برای شرکتهایی که به دنبال اتصال مستقیم به اتریوم هستند، معماری L3 ساخته شده بر روی Arbitrum One ریسکهای تجاری اضافی از نظر حاکمیت و وابستگی فناوری ارائه میدهد.
تصمیم Goldfeder برای نامیدن این مدل به عنوان "منبع انجمن" عمدی بود. این خود را به عنوان مسیر سومی بین متنباز سنتی و لایسنسهای اختصاصی قرار میدهد. شفافیت کد حفظ میشود، اما استفاده تجاری خارج از اکوسیستم Arbitrum نیاز به مشارکت در اکوسیستم دارد.
مزیت این مدل در همسو کردن منافع اقتصادی شرکتکنندگان اکوسیستم نهفته است. برای زنجیرههایی که به صورت خارجی تسویه میشوند، هزینههای خروج ملموس وجود دارد، بنابراین جریان درآمد پایدار تضمین میشود. گزارش شده است که سازمان خودگردان غیرمتمرکز Arbitrum تقریباً 20,000 ETH درآمد انباشته کرده است، و اعلام اخیر Robinhood مبنی بر ساخت زنجیره L2 خود بر روی Orbit، پتانسیل این مدل را برای پذیرش نهادی بیشتر تأیید میکند. تستنت Robinhood Chain در هفته اول خود 4 میلیون تراکنش را ثبت کرد که بلوغ فناوری Arbitrum و قابلیتهای سفارشیسازی سازگار با مقررات را نشان میدهد و ارزش معناداری را برای انواع خاصی از مشتریان نهادی فراهم میکند.
این دو مدل برای ارزشهای متفاوتی بهینه شدهاند. مدل Optimism سرعت پذیرش اولیه سازمانی را از طریق باز بودن بیقید و شرط لایسنس MIT، معماری ماژولار و اثبات مفهوم قوی نمایندگی شده توسط Base به حداکثر میرساند. محیطی که امکان دسترسی مجوزدار به کد، جایگزینی آزاد اجزا و موارد مرجع بالغ را فراهم میکند، کمترین مانع ورود ممکن را برای تصمیمگیرندگان تجاری فراهم میکند.
از سوی دیگر، مدل Arbitrum بر پایداری اکوسیستم بلندمدت خود تأکید دارد. علاوه بر فناوری برتر، مکانیزم هماهنگی اقتصادی آن نیاز به مشارکت درآمد کاربران خارجی دارد و پایه مالی پایدار را برای نگهداری زیرساخت تضمین میکند. پذیرش اولیه ممکن است کمی کندتر باشد، اما برای پروژههایی که با استفاده از ویژگیهای منحصر به فرد استک Arbitrum، مانند Arbitrum Stylus، ساخته شدهاند، هزینههای خروج میتوانند بسیار بالا باشند.
با این حال، تفاوتهای بین این دو مدل به اندازهای که اغلب توصیف میشوند شدید نیستند. Arbitrum همچنین لایسنسهای رایگان و بدون مجوز را در اکوسیستم خود ارائه میدهد و Optimism از اعضای سوپرچین میخواهد که درآمد را به اشتراک بگذارند. هر دو در طیف بین "کاملاً باز" و "کاملاً اجباری" قرار دارند و در درجه و دامنه متفاوت هستند نه در ماهیت.
در نهایت، این تفاوت نسخه بلاک چینی از مبادله کلاسیک بین نرخ رشد و پایداری است.
این تنش منحصر به بلاک چین نیست. مدلهای کسب درآمد نرمافزار متنباز در چند دهه گذشته بحثهای بسیار مشابهی را تجربه کردهاند.
Linux موفقترین پروژه متنباز در تاریخ است. هسته Linux به طور کامل تحت لایسنس GPL باز است و تقریباً در هر حوزه محاسباتی نفوذ کرده است: سرورها، رایانش ابری، سیستمهای تعبیه شده، Android و موارد دیگر.
با این حال، Red Hat، موفقترین شرکت تجاری ساخته شده بر روی این اکوسیستم، از خود کد سود نمیبرد. از خدمات ساخته شده بر روی آن کد سود میبرد. Red Hat پشتیبانی فنی، وصلههای امنیتی و تضمینهای پایداری را به مشتریان سازمانی میفروشد و در 1398 به مبلغ 34 میلیارد دلار توسط IBM خریداری شد. کد رایگان است، اما پشتیبانی عملیاتی حرفهای هزینه دارد. این منطق شباهت چشمگیری به OP Enterprise اخیراً راهاندازی شده Optimism دارد.
MySQL مدل لایسنسدهی دوگانه را اتخاذ کرده است: نسخه متنباز تحت لایسنس GPL و لایسنس تجاری جداگانهای که به شرکتهایی که میخواهند از MySQL برای اهداف تجاری استفاده کنند فروخته میشود. کد قابل مشاهده و برای استفاده غیرتجاری رایگان است، اما درآمد حاصل از آن نیاز به پرداخت دارد. این مفهوم شبیه به مدل منبع انجمن Arbitrum است.
MySQL از طریق این رویکرد موفق شد، اما بدون عوارض جانبی نبود. زمانی که Oracle در 1389 Sun Microsystems را خریداری کرد و متعاقباً مالکیت MySQL را به دست آورد، نگرانیها درباره آینده آن باعث شد که سازنده اصلی آن، Monty Widenius، و توسعهدهندگان انجمن، فورک MariaDB را ایجاد کنند. در حالی که کاتالیزور فوری تغییر در ساختار مالکیت بود نه سیاست لایسنسدهی، امکان فورک کردن یک ریسک فراگیر در نرمافزار متنباز است. شباهت به وضعیت فعلی Optimism به راحتی قابل مشاهده است.
MongoDB مثال مستقیمتری را ارائه میدهد. در 1397، MongoDB لایسنس عمومی سمت سرور را اتخاذ کرد. انگیزه رسیدگی به یک مشکل رو به رشد بود: غولهای خدمات ابری مانند Amazon Web Services و Google Cloud از کد MongoDB استفاده میکنند و آن را به عنوان یک سرویس مدیریت شده ارائه میدهند، بدون اینکه به MongoDB هیچ کارمزدی بپردازند. بازیگرانی که ارزش از کد متنباز را بدون دادن چیزی در ازای آن مطالبه میکنند: این یک الگوی تکرارشونده در طول تاریخ متنباز است.
WordPress، کاملاً متنباز تحت لایسنس GPL، تقریباً 40% از وبسایتهای جهان را قدرت میبخشد. Automattic، شرکت پشت WordPress، از طریق سرویس میزبانی WordPress.com و افزونههای مختلف درآمد تولید میکند، اما برای استفاده از خود هسته WordPress هیچ کارمزدی دریافت نمیکند. پلتفرم کاملاً باز است و منطق این است که رشد خود اکوسیستم ارزش پلتفرم را افزایش میدهد. این از نظر ساختاری شبیه به چشمانداز هایپرچین Optimism است.
مدل WordPress به وضوح موفق بوده است. اما مشکل "سوارکار رایگان" هرگز به طور اساسی حل نشده است. در سالهای اخیر، اختلافی بین بنیانگذار WordPress Matt Mullenweg و شرکت میزبانی اصلی، WP Engine، شعلهور شده است. Mullenweg علناً از WP Engine به خاطر سودهای عظیم از اکوسیستم WordPress اما مشارکت بسیار کم در ازای آن انتقاد کرده است. این پارادوکس بزرگترین ذینفع یک اکوسیستم باز که کمترین مشارکت را دارد، دقیقاً همان پویایی است که بین Optimism و Base در حال وقوع است.
این بحثها در نرمافزار سنتی معمول هستند. پس چرا این مسئله در زیرساخت بلاک چین به ویژه حاد میشود؟
در پروژههای متنباز سنتی، ارزش نسبتاً پراکنده است. زمانی که Linux موفق میشود، قیمت هیچ دارایی خاصی به طور مستقیم در نتیجه آن افزایش یا کاهش نمییابد. با این حال، در اکوسیستم بلاک چین، توکنها وجود دارند و قیمتهای آنها انگیزهها و پویاییهای سیاسی شرکتکنندگان اکوسیستم را در زمان واقعی منعکس میکنند.
در نرمافزار متنباز سنتی، در حالی که مشکل سوارکار رایگان منجر به کمبود منابع توسعه میشود شدید است، پیامدها تدریجی هستند. با این حال، در بلاک چین، خروج بازیگران اصلی نتایج فوری و بسیار قابل مشاهده را ایجاد میکند: سقوط شدید قیمت توکن. سقوط بیش از 20% $OP پس از اعلام Base به وضوح این نکته را نشان میدهد. توکنها هم فشارسنج سلامت اکوسیستم هستند و هم مکانیزمی که بحرانها را تقویت میکند.
بلاک چینهای سطح 2 بیش از نرمافزار هستند. آنها زیرساخت مالی هستند. میلیاردها دلار دارایی در این زنجیرهها مدیریت میشوند و حفظ ثبات و امنیت آنها نیاز به هزینههای عظیم و مداوم دارد. در پروژههای متنباز موفق، هزینههای نگهداری اغلب توسط حمایت شرکتی یا پشتیبانی بنیاد پوشش داده میشود، اما بیشتر بلاک چینهای سطح 2 امروز فقط برای حفظ اکوسیستم خود تلاش میکنند. بدون مشارکتهای خارجی به شکل اشتراک کارمزد توالیساز، تأمین منابع مورد نیاز برای توسعه و نگهداری زیرساخت دشوار است.
انجمن کریپتو سنت ایدئولوژیک قوی "کد باید رایگان باشد" دارد. غیرمتمرکزسازی و آزادی ارزشهای اصلی هستند که به شدت با هویت صنعت در هم تنیده شدهاند. در این زمینه، مدل اشتراک کارمزد Arbitrum ممکن است مقاومت برخی از اعضای انجمن را برانگیزد، در حالی که مدل باز Optimism از نظر ایدئولوژیک جذاب است اما با چالشهای واقعی در مورد پایداری اقتصادی روبرو است.
در حالی که خروج Base ضربهای برای Optimism بود، نتیجهگیری که خود مدل هایپرچین شکست خورده است زودهنگام خواهد بود.
اولاً، Optimism بیتفاوت نماند. در 1404/11/09، Optimism به طور رسمی OP Enterprise را راهاندازی کرد، یک سرویس سطح سازمانی برای شرکتهای فینتک و مؤسسات مالی، که از استقرار بلاک چینهای سطح تولید در عرض 8 تا 12 هفته پشتیبانی میکند. در حالی که استک OP اصلی توسط MIT لایسنس داده شده و همیشه میتواند به مدل خودگردان تبدیل شود، ارزیابی Optimism این است که مشارکت با OP Enterprise انتخاب منطقیتری برای اکثر تیمهایی است که متخصص زیرساخت بلاک چین نیستند.
Base بلافاصله روابط خود با استک OP را قطع نخواهد کرد. خود Base اعلام کرده است که در طول انتقال یک مشتری سرویس پشتیبانی اصلی OP Enterprise باقی خواهد ماند و قصد دارد در طول فرآیند سازگاری با مشخصات استک OP را حفظ کند. این جدایی فنی است، نه رابطهای. این موضع رسمی هر دو طرف است. از سوی دیگر، شکافی بین ایدهآل و واقعیت مدل متنباز مبتنی بر انجمن Arbitrum نیز وجود دارد.
در واقعیت، تقریباً 19,400 ETH درآمد خالص کارمزد انباشته شده در خزانه سازمان خودگردان غیرمتمرکز Arbitrum تقریباً به طور کامل از کارمزدهای توالیساز از خود Arbitrum One و Nova و از حراج حداکثر ارزش قابل استخراج Timeboost میآید. درآمد اشتراک کارمزد مشارکت شده توسط زنجیرههای اکوسیستم از طریق ابتکار مقیاسپذیری Arbitrum هنوز هیچ تأیید عمومی معناداری دریافت نکرده است. دلایل ساختاری برای این وجود دارد. خود ابتکار مقیاسپذیری Arbitrum فقط در 1402/10/10 راهاندازی میشود، بیشتر زنجیرههای Orbit موجود L3 ساخته شده در بالای Arbitrum One هستند، بنابراین از تعهدات تسهیم درآمد معاف هستند، و حتی برجستهترین زنجیره L2 مستقل واجد شرایط برای ابتکار مقیاسپذیری Arbitrum—Robinhood—هنوز در فاز تستنت است.
برای اینکه مدل متنباز مبتنی بر انجمن Arbitrum واقعاً به عنوان یک "ساختار درآمد پایدار" وزن داشته باشد، اکوسیستم باید منتظر بماند تا سرورهای L2 بزرگی مانند Robinhood میننت خود را راهاندازی کنند و درآمد از اشتراک کارمزد برنامه مقیاسپذیری Arbitrum واقعاً شروع به جریان یابد. نیاز به تحویل 10% از درآمد پروتکل به سازمانهای خودگردان غیرمتمرکز خارجی (DAOs) برای شرکتهای بزرگ کار آسانی نیست. این واقعیت که مؤسساتی مانند Robinhood هنوز Orbit را انتخاب میکنند به پیشنهاد ارزش آن در ابعاد دیگر، یعنی پتانسیل سفارشیسازی و بلوغ فناوری، اشاره دارد. با این حال، توانایی اقتصادی این مدل هنوز اثبات نشده است. شکاف بین طراحی نظری و جریان نقدی واقعی چالشی است که Arbitrum هنوز باید به آن رسیدگی کند.
دو مدل ارائه شده توسط Arbitrum و Optimism در نهایت پاسخهای متفاوتی به یک سؤال هستند: چگونه پایداری زیرساخت عمومی را تضمین کنیم؟
مهم این نیست که کدام مدل درست است، بلکه درک مبادلاتی است که هر مدل به همراه میآورد. مدل باز Optimism امکان گسترش سریع اکوسیستم را فراهم میکند، اما ریسک ذاتی را نیز به همراه دارد که بزرگترین ذینفعان آن ممکن است خارج شوند. مدل مشارکت اجباری Arbitrum ساختار درآمد پایدار را ایجاد میکند، اما مانع پذیرش اولیه را افزایش میدهد.
چه در مورد Optimism یا Arbitrum بحث کنیم، OP Labs، Sunnyside Labs و Offchain Labs استعدادهای تحقیقاتی در سطح جهانی را به کار میگیرند که به مقیاسپذیری اتریوم در عین حفظ غیرمتمرکزسازی اختصاص دارند. پیشرفتهای فناوری در مقیاسپذیری L2 بدون سرمایهگذاری مداوم توسعه آنها غیرممکن خواهد بود و منابع تأمینکننده این کار باید از جایی بیاید.
چیزی به نام زیرساخت رایگان وجود ندارد. به عنوان یک انجمن، آنچه باید انجام دهیم وفاداری کورکورانه یا رنجش ناخودآگاه نیست، بلکه شروع یک گفتگوی صادقانه برای بحث در مورد اینکه چه کسی باید هزینه این زیرساخت را تحمل کند است. خروج Base میتواند نقطه شروع این گفتگو باشد.


