اعتبار در حال تبدیل شدن به زیرساخت اصلی در فناوریهای نوظهور است — و اعداد شروع به انعکاس این موضوع کردهاند.
بر اساس CEOWorld، تقریباً 50% از ارزش بازار یک شرکت اکنون مستقیماً به اعتبار مدیرعامل آن مرتبط است. آژانس ارتباطات INPUT Global شاهد وقوع این امر در زمان واقعی است: در سراسر فناوری، فینتک، وب 3، و iGaming، درخواستها برای ایجاد اعتماد به رهبری بنیانگذاران افزایش یافته و مدیریت اعتبار به درخواست شماره یک از سوی مشتریان تبدیل شده است.
دلیل آن ساده است. در دورانی از نویز تولید شده توسط هوش مصنوعی و بازارهای اشباع شده که در آنها هر ابزار بازاریابی شرکتی استفاده و بارها استفاده مجدد شده است، اعتبار بنیانگذار یکی از معدود مکانهایی است که هنوز میتوانید واقعاً متمایز شوید. مخاطبان فقط محصولات نمیخرند — آنها به افراد اعتماد میکنند. و برای شرکتهای B2B، کسبوکارهای وابسته به سرمایهگذار، و هر کسی که در فینتک یا کریپتو فعالیت میکند، این اعتماد چیز خوشایندی نیست. این دلیل واقعی بسته شدن معاملات است.
در گفتگویی با Oleg Bevz، بنیانگذار مشترک INPUT Global، MPost بررسی کرد که این تغییر واقعاً برای بنیانگذاران در سال 2026 به چه معناست — چرا برند شخصی اکنون زیرساخت است، چه چیزی تغییر اعتماد اول را در سراسر کریپتو و فینتک در دوران پس از کلاهبرداری هدایت میکند، و چگونه اقتصاد اعتبار به 7 تریلیون دلار رسیده است. این گفتگو همچنین Voice
، چارچوب اختصاصی INPUT Global برای قابل اندازهگیری و قابل پیشبینی کردن رشد برند شخصی، و اینکه چرا قابل مشاهده بودن برای سیستمهای هوش مصنوعی به معیار جدیدی برای اعتبار تبدیل شده است را پوشش میدهد.
چند سال پیش، محصول و فناوری اعتبار بنیانگذار را تحتالشعاع قرار میدادند. چه چیزی تغییر کرده است؟
اعتبار بنیانگذار همیشه یک ابزار بازاریابی قوی بوده است و بسیاری از آن به طور مؤثر استفاده کردهاند. به برندهای بزرگی فکر کنید که حول بنیانگذارانی که میشناسید و دوست دارید ساخته شدهاند. دلیل اینکه اکنون این قدر توجه جلب میکند این است که بسیاری از شرکتها برای جلب توجه و اعتماد در بازارهای اشباع شده که در آنها هر ابزار بازاریابی شرکتی صدها بار استفاده و استفاده مجدد شده است، تلاش میکنند. بازاریابی بنیانگذار یکی از معدود جهاتی است که هنوز میتوانید واقعاً متمایز شوید.
در کدام بخشهای فناوری نوظهور، اعتبار بنیانگذار به عنوان زیرساخت به وضوح عمل میکند؟
اول از همه، این واقعاً در مورد بخشها نیست — این در مورد نوع کسبوکار و آنچه سعی در دستیابی به آن دارد است. در B2B، اعتبار بنیانگذار حیاتی است. من شما را میشناسم، به شما اعتماد دارم، به شما پرداخت میکنم. این کل منطق است. همین امر در مورد هر کسبوکاری که به شدت به روابط سرمایهگذار وابسته است صدق میکند. در آنجا، نحوه ارائه شرکت توسط بنیانگذار دلیل واقعی باور مردم به آن است. نه ارائه. نه اعداد. شخص.
لایهبندی در بخشها: هر کسبوکاری که شرکتها به شما پولشان را میسپارند — فینتک، کریپتو، مدیریت دارایی — به بازاریابی به رهبری بنیانگذار نیاز دارد. نه به عنوان چیزی خوشایند. به عنوان زیرساخت. و مصرفکنندگان انبوه به شدت به سمت بنیانگذارانی که آشنا، قابل دسترس و واقعاً سرگرمکننده هستند جذب میشوند. دقیقاً به همین دلیل است که تعداد بیشتری از اینفلوئنسرها، به جای فروش جایگاههای تبلیغاتی، به سادگی برندهای خود را راهاندازی میکنند.
CEOWorld میگوید 50% از اعتبار یک شرکت به مدیرعامل آن مرتبط است. آیا این سهم در پنج سال آینده رشد میکند، کاهش مییابد یا ثابت میماند؟
رشد خواهد کرد. و من فراتر از مدیرعامل میروم. ما در حال حاضر شاهد سرمایهگذاری شرکتها نه تنها در برند شخصی بنیانگذار بلکه در برند مدیر ارشد فناوری آنها، رهبران توسعه کسبوکار، رهبران محصول و رهبران بازاریابی — افرادی که واقعاً کسبوکار را میسازند — هستیم. این مدتهاست که نمایش یک نفره نیست. این به چیزی بسیار ساختاریافتهتر تبدیل شده است، جایی که هر رهبر روایت، اهداف و مخاطبان خود را دارد.
مدیرعامل با سرمایهگذاران صحبت میکند. مدیر ارشد فناوری با جامعه توسعهدهندگان — سازندگان در اکوسیستم، اگر در مورد وب 3 صحبت میکنیم — صحبت میکند. CPO با کاربران خردهفروشی و مخاطبان انبوه گستردهتر صحبت میکند. هر یک از آنها محتوایی میسازند که به طور خاص برای آن مخاطب ساخته شده است. این دیگر یک صدا نیست. این یک سیستم هماهنگ است.
شما به پیشبینی اقتصاد اعتبار 7 تریلیون دلاری اشاره کردید. کدام بخشها این رشد را هدایت خواهند کرد؟
این عدد پیچیدهای است که باید آن را باز کرد. در یک سو شما اینفلوئنسرها، رهبران عقیده و سلبریتیهایی دارید که از اعتبار خود برای ساختن برندها و فروش محصولات مستقیماً به مخاطبان خود استفاده میکنند. در سوی دیگر شما بنیانگذاران شرکتهای چند میلیون دلاری دارید که قراردادهای بزرگ را به دست میآورند و معاملات مهمی را به خاطر اینکه چه کسانی هستند، نه فقط کاری که شرکتشان انجام میدهد، میبندند. کل طیف بین این دو همان چیزی است که این عدد را به آن تبدیل میکند.
محرک اصلی تغییر اعتماد اول در کریپتو و فینتک در سه سال گذشته چه بوده است؟
این عمدتاً واکنش به موج عظیم توکنهای یکروزه است که راهاندازی شدند، پامپ شدند و در عرض چند روز یا هفته ناپدید شدند. به همین دلیل، سرمایهگذاران خردهفروشی اکنون میخواهند دقیقاً ببینند به چه کسی پولشان را میدهند. اعتبار، به عنوان یک نهاد، حداقل یک تضمین به شما میدهد: یک شخص فقط میتواند یک بار کلاهبرداری کند.
میتوانید اجزای کلیدی Voice
و نحوه ارتباط آن با نتایج واقعی کسبوکار را توضیح دهید؟
اکثر بنیانگذاران هیچ ایدهای ندارند که آیا برند شخصی آنها واقعاً کار میکند یا خیر. آنها پست میگذارند، چند لایک دریافت میکنند، شخصی در یک کنفرانس میگوید "محتوای عالی" — و همین. هیچ عددی. هیچ سیگنالی. فقط احساسات. Voice
برای رفع این مشکل وجود دارد. این به شما یک امتیاز میدهد: یک عدد که به شما میگوید کجا هستید و چه چیزی شما را پایین میکشد.
در زیر درپوش به پنج چیز نگاه میکند: چقدر به طور مداوم ظاهر میشوید، محتوای شما چقدر فراتر از مخاطبان خودتان سفر میکند، مردم چقدر عمیق درگیر میشوند، منابع خارجی چه میگویند درباره شما، و آیا دسترسی شما واقعاً در حال رشد است. هر کدام وزن متفاوتی دارند زیرا همه سیگنالها به طور مساوی اهمیت ندارند. و کل چارچوب با آنچه واقعاً سعی در دستیابی به آن دارید تنظیم میشود — ساختن اعتبار سرمایهگذار بسیار متفاوت از رشد پایگاه کاربر به نظر میرسد.
رایجترین اشتباهاتی که بنیانگذاران هنگام ساختن برند شخصی مرتکب میشوند چیست؟
بزرگترین اشتباه چیزی است که بازاریابان دهه گذشته مسئول آن هستند. آنها به همه آموختند که محتوا پادشاه است — اما فراموش کردند که ذکر کنند توزیع ملکه است. دانستن اینکه چگونه محتوای خوب بسازید به معنای هیچ نیست اگر نمیدانید چگونه آن را جابجا کنید: کدام کانالها، کدام ابزارها، کدام ترکیبها واقعاً کار میکنند. این به معنای همکاریها، تقویت پولی، حضور در پادکست، جایگذاریهای رسانهای و مصاحبهها است — به علاوه ساختن فرمتهای خودتان که درگیری واقعی و دسترسی ارگانیک را با شرایط خودشان به دست میآورند. اکثر بنیانگذاران روی محتوای مناسب نشستهاند و برای توجه گرسنه هستند. محتوا مشکل نیست. توزیع مشکل است.
سیستمهای هوش مصنوعی چگونه محتوا را تفسیر میکنند و چه چیزی باعث میشود انواع خاصی قابل مشاهدهتر و قابل اعتمادتر باشند؟
هوش مصنوعی محتوای شما را مانند یک انسان نمیخواند — و قطعاً مانند گوگل کار نمیکند. اسکرول یا کلیک نمیکند. متن شما را به بلوکهای کوچک تقسیم میکند، به هر یک امتیاز میدهد و تصمیم میگیرد که آیا ارزش نقل قول دارید یا خیر. اینترنت قدیمی کلمات کلیدی را پاداش میداد. اینترنت جدید دو چیز را پاداش میدهد: ساختار و خصوصیت. پاسخ مستقیم اول، همیشه — نه یک پاراگراف گرم کردن، نه زمینه. پاسخ، در دو جمله اول. و خصوصیت: "بازار در حال رشد است" نادیده گرفته میشود، در حالی که "بازار در سهماهه سوم 2025 23% رشد کرد" نقل قول میشود. اعداد، تاریخها، حقایق ملموس.
سیستمهای هوش مصنوعی چگونه از قبل از سیگنالهای اعتبار بنیانگذار برای رتبهبندی شرکتها استفاده میکنند؟ بنیانگذاران چه چیزی را نادیده میگیرند؟
هوش مصنوعی محتوا را از طریق E-E-A-T ارزیابی میکند: تجربه، تخصص، اقتدار و قابلیت اعتماد. دو تا از این چهار سیگنال در سطح شخص اندازهگیری میشوند، نه در سطح شرکت یا برند. قسمت غیرواضح این است که چگونه سیستم تصمیم میگیرد که شما واقعی هستید. ارجاع متقابل میدهد: نام شما در یک نشریه، نقل قولهای شما در مقاله شخص دیگری، پروفایل شما که به اعتبارنامههای واقعی مرتبط است. یک صفحه ویکیپدیا به تنهایی قابلیت مشاهده شما را در ChatGPT 7 برابر افزایش میدهد — نه به این دلیل که ویکیپدیا معتبر است، بلکه به این دلیل که اعتبارسنجی خارجی است. سیستم اساساً همان کاری را انجام میدهد که هر شخص هوشمندی قبل از یک جلسه انجام میدهد: تأیید اینکه شما وجود دارید، دیگران برای شما ضمانت کردهاند و داستان شما در سراسر منابع سازگار است.
کدام ابزارها برای مدیریت اعتبار بنیانگذار در وب 3 ضروری خواهند شد؟ بنیانگذاران باید اکنون چه چیزی را اتخاذ کنند؟
سؤال سلسله مراتب اشتباهی را فرض میکند. ابزارها و فناوری زیرساخت هستند — آنها به شما کمک میکنند بیشتر، سریعتر، ارزانتر تولید کنید و این واقعی است، اما ثانویه است. پایه یک برند شخصی نحوه تولید محتوا نیست. این است که چه میگویید، چگونه میگویید، چگونه توزیع میکنید و آیا مردم واقعاً شما را جالب مییابند. هیچ ابزاری این را حل نمیکند. در مورد خود ابزارها، در حال حاضر هزاران مورد در بازار وجود دارد که صدها مورد هر ماه راهاندازی میشوند. بهترین توصیه ساده است: به هیچ یک وابسته نشوید. بازار خیلی سریع در حال حرکت است. به آزمایش ادامه دهید، به تعویض ادامه دهید، به یافتن آنچه برای نحوه خاص فکر کردن و خلق کردن شما کار میکند ادامه دهید.
یک بنیانگذار جوان فینتک باید از کجا شروع به ساختن اعتباری کند که اعتماد واقعی را هدایت کند؟
سه مرحله، و آنها دقیقاً با نحوه فکر ما در مورد این موضوع در داخل چارچوب Voice
نقشهبرداری میشوند. اول، بفهمید چه کسی هستید — داستان شما، تخصص شما، زاویه خاص شما در صنعت، و به همان اندازه مهم، چگونه قرار است آن را جالب کنید. نه فقط آنچه میدانید، بلکه چگونه آن را بیان میکنید. دوم، شروع به پست گذاشتن مداوم کنید. یک ریتم انتخاب کنید — دو یا سه بار در هفته — و به آن پایبند باشید. این به تنهایی برای شروع ساختن چیزی واقعی کافی است. اکثر مردم دست کم میگیرند که ثبات ساده چقدر شما را پیش میبرد. سوم، به یاد داشته باشید که محتوا پادشاه است اما توزیع ملکه است. همکاریهای خود را برنامهریزی کنید، فکر کنید که چگونه آنچه را که میسازید تقویت کنید و آن را جلوی افرادی قرار دهید که هنوز شما را دنبال نمیکنند. این سه مرحله 70% کار است، به خصوص در ابتدا. بنیانگذارانی که از اینجا شروع میکنند چیزی میسازند که واقعاً دوام میآورد.
پست Oleg Bevz Of INPUT Global: How The $7T Reputation Economy Is Reshaping Trust In Fintech And Web3 ابتدا در متاورس Post منتشر شد.


