باید بخوانید
مانیل، فیلیپین – ایران در تاریخ 1381/12/10 با پهپادها به مراکز داده Amazon Web Services در امارات متحده عربی حمله کرد که باعث اختلالات عمده در خدمات دیجیتال در بخشهای مصرفکننده و تجاری در منطقه شد.
ده روز بعد، خبرگزاری تسنیم - وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) - بر اساس گزارش الجزیره، گسترش اهداف را برای شامل شدن Google، Microsoft، IBM، Nvidia، Oracle و Palantir اعلام کرد. این شرکتها که بسیاری از آنها قراردادهای نظامی با ایالات متحده دارند، اکنون دفاتر و زیرساختهای خود را در اسرائیل و بخشهایی از خلیج فارس به عنوان "اهداف مشروع" برچسبگذاری شده میبینند.
"با گسترش دامنه جنگ منطقهای به جنگ زیرساخت، دامنه هدف مشروع ایران گسترش مییابد،" تسنیم گفت.
در ظاهر، منطق ساده است: مراکز داده را نابود کنید و عملیات دشمن را مختل میکنید. همانطور که موسسه فکری Rusi مستقر در بریتانیا اشاره میکند، زمانی که تأسیسات میزبان بارهای کاری غیرنظامی و نظامی هستند، "هدف قرار دادن آنها برای مختل کردن قابلیتهای نظامی میتواند از نظر استراتژیک منطقی باشد."
اما استدلال فراتر از آن است.
Rusi استدلال میکند که این حملات فقط در مورد اختلال نظامی نیست، بلکه همچنین در مورد فشار اقتصادی و روانی است، بهویژه زمانی که "درخواستها برای رفتار با مراکز داده به عنوان داراییهای استراتژیک و زیرساختهای حیاتی بلندتر شده است."
Rusi 3 دلیل ارائه میدهد.
اول، حمله به مراکز داده هزینههای اقتصادی و اعتباری را تحمیل میکند. کشورهای خلیج فارس سالها تلاش کردهاند تا شرکتهای فناوری جهانی را جذب کنند و زمین و انرژی ارزان ارائه دهند تا خود را به عنوان مراکز سرمایهگذاری باثبات و بیطرف معرفی کنند. حملات این تصویر را تضعیف میکند. همانطور که Rusi توضیح میدهد، "حملات پهپادی به شهرت دقیقاً پرورش یافته کشورهای خلیج فارس به عنوان مکانی بیطرف و صلحآمیز برای سرمایهگذاری آسیب میزند،" که میتواند شرکتها را دلسرد کند و میلیاردها دلار سرمایهگذاری را در معرض خطر قرار دهد.
هدف قرار دادن شرکتهای فناوری ایالات متحده همچنین لایه دیگری را اضافه میکند. در حالی که ضربه زدن به هر تأسیسات مرتبط با خارجی میتواند اثرات مشابهی داشته باشد، شرکتهای ایالات متحده نقش عمدهای در سهام ایالات متحده ایفا میکنند. Rusi میگوید که مختل کردن آنها میتواند فشار اقتصادی بر واشنگتن و سیاست اقتصادی ترامپ را افزایش دهد.
دوم، مراکز داده به دلیل کسانی که خدمت میکنند اهمیت دارند. ارائهدهندگان عمده رایانش ابری از دولتها و ارتشها پشتیبانی میکنند. شرکتهایی مانند AWS، Google، Microsoft و Oracle بخشی از قراردادهای دفاعی بزرگ هستند، از جمله برنامه قابلیت رایانش ابری جنگ مشترک ارتش ایالات متحده.
با این حال، Rusi پیشنهاد میکند که ایران احتمالاً نمیدانست آیا سایتهای خاص هدفگیری شده برای اهداف نظامی استفاده میشوند یا خیر. این بدان معناست که حملات کمتر در مورد تأثیر نظامی تضمین شده و بیشتر در مورد ارسال یک پیام بود: زیرساختهای مرتبط با قدرت نظامی ایالات متحده میتوانند هدف قرار گیرند.
در نهایت، اختلال خود بخشی از استراتژی است. حملات بر خدمات روزمره مانند پرداختها، بانکداری و پلتفرمهای آنلاین تأثیر گذاشتند و عملیات عادی افراد و مشاغل را دشوارتر کردند. این یک تأثیر روانی ایجاد میکند، درگیری را به زندگی روزمره نزدیکتر میکند و آسیبپذیری را برجسته میکند.
بیش از تأثیر روانی، وبلاگ حقوق بینالملل OpinioJuris مینویسد که خطری در داشتن زیرساخت یکسان که میزبان برنامههای غیرنظامی و نظامی است، وجود دارد.
"این حملهای است که ظرفیت شناختی جمعی یک جمعیت را برای پاسخ به رنج خود مختل میکند. به عنوان مثال، در هفته اول پس از شروع جنگ، سازمان بهداشت جهانی مجبور شده است مرکز لجستیک دبی خود را به دلیل بسته شدن فیزیکی فضای هوایی و مسیرهای دریایی تعلیق کند... آسیب نامرئی حملات مرکز داده، که ما هنوز به طور کامل درک نکردهایم، میتواند حتی عمیقتر باشد."
از آنجایی که مراکز داده به اهداف با ارزش بالا تبدیل میشوند، توصیه شده است: "دولتها باید مراکز داده غیرنظامی خود را از آنهایی که توسط ارتش استفاده میشوند به صورت فیزیکی جدا کنند. این بخشی از تعهدات طرفها برای اتخاذ احتیاطات در برابر اثرات حملات با محافظت از جمعیت غیرنظامی در برابر خطرات عملیات نظامی است" - مشابه نحوه ممنوعیت دولتها از قرار دادن کارخانه مهمات در مناطق مسکونی.
بدون چنین جداسازی، خدمات پزشکی و بشردوستانه بسیار حیاتی و شبکههای ایمنی که در زمان جنگ حتی مهمتر هستند ممکن است به شدت فلج شوند.
حملات به مراکز داده جدید است، اما همچنین ممکن است برجسته کند که چگونه حقوق بینالملل از این تحولات فناورانه که اکنون نقش بزرگی در جنگها ایفا میکنند، عقب مانده است.
"کنوانسیونهای ژنو، که آخرین بار در سال 1977 به طور قابل توجهی بهروزرسانی شدند، برای دنیایی از ارتشهای دائمی و میدانهای نبرد فیزیکی طراحی شده بودند. آنها هیچ راهنمایی معناداری در مورد زیرساخت دیجیتال دوکاره، هوش مصنوعی در تصمیمگیری کشنده، یا پاسخگویی برای حملات خودکار و نیمه خودکار ارائه نمیدهند،" Subimal Bhattacharjee، مشاور سیاستگذاری در مسائل فناوری دیجیتال برای شرکتها و دولت، مینویسد.
برای اینها، مشاور میگوید که در نهایت، باید الزام شود که نظارت انسانی بالاترین تأیید را برای "تصمیمات کشنده مبتنی بر هوش مصنوعی" داشته باشد در حالی که زیرساخت دیجیتال غیرنظامی برای بخشهای حیاتی مانند بیمارستانها و سیستمهای آب باید "وضعیت حفاظت شده صریح" داده شود و همچنین قوانین بهروز شده در مورد استفاده از سیستمهای تسلیحاتی خودکار.
در ایران، ما شاهد تکامل جنگ هستیم. فناوری جامعه را تغییر داده است، و فناوری همچنین ساختار جنگ را تغییر داده است. چگونه مطمئن شویم که سیاستهای ما برای زیرساخت دیجیتال با آن تکامل مییابد، به گونهای که غیرنظامیان و بخشهای حیاتی بتوانند محافظت شوند؟
"آنچه روشن است این است که رویدادهای 1381/12/10 حرکت قابل توجهی به بحثی اضافه کرده است که قبلاً در حال کسب قدرت بود: اینکه آیا زیرساخت رایانش ابری میتواند همچنان به عنوان یک ابزار تجاری تلقی شود، یا باید به عنوان یک دارایی استراتژیک مورد مناقشه و با پیامد، در تقاطع قدرت اقتصادی و درگیری، اداره شود،" Rusi نتیجهگیری میکند. – Rappler.com


