برای بخش عمدهای از سه سال گذشته، یک چرخه قابل پیشبینی بر بازار تسلط داشت: شرکتها قصد خود را برای خرید حجمهای عظیمی از ارز دیجیتال بیت کوین اعلام میکردند، شاهد افزایش قیمت سهام خود با حقبیمه بودند و سهام جدید منتشر میکردند تا ارز دیجیتال بیت کوین بیشتری بخرند. این حلقه بازخورد، انباشت ارز دیجیتال بیت کوین را مانند یک "خطای پول بینهایت" جلوه میداد: راهی تضمینشده برای شرکتهای عمومی برای تولید ارزش سهامداران از هوا.
همانطور که از فصل اول سال ۲۰۲۶ میگذریم، آن چرخه شکسته است. دادههای اخیر نشان میدهد که تقریباً ۴۰٪ از خزانهداریهای ارز دیجیتال بیت کوین معاملهشده عمومی اکنون با تخفیف نسبت به ارزش خالص دارایی (NAV) خود معامله میشوند. به زبان ساده، بازار اکنون این شرکتها را به عنوان یک بدهی ارزیابی میکند که ارزش کمتری از قیمت بازار ارز دیجیتال بیت کوینی که دارند، دارند.
این سقوط در ارزشگذاری انتقادات شدیدی از جانب کهنهکاران نهادی را به همراه داشته است. یان ون اک، مدیرعامل VanEck، اخیراً این بخش را به عنوان یک روند هدایتشده با تبلیغات رد کرد، در حالی که تحلیلگر باتجربه هرب گرینبرگ برجستهترین بازیگر، استراتژی، را به عنوان یک "طرح شبه-پانزی" توصیف کرده است.
این انتقادات به شکست در نحوه مدیریت بسیاری از این شرکتها اشاره دارد. برای باقی ماندن قابل دوام، شرکتهای خزانهداری ارز دیجیتال بیت کوین باید بپذیرند که رقیقسازی افزایشی دیگر یک استراتژی پایدار نیست. آنها باید فراتر از نگهداری منفعلانه حرکت کنند و به عنوان مدیران دارایی منضبط عمل کنند.
امروزه، اکثر شرکتهای خزانهداری ارز دیجیتال بیت کوین به دو اردوگاه تقسیم میشوند که نشاندهنده فلسفههای اساساً متفاوت مدیریت شرکت هستند: "تبلیغکنندگان" و "مدیران دارایی".
تبلیغکنندگان با ارز دیجیتال بیت کوین به عنوان یک دارایی منفعل برای انباشت برخورد میکنند. در این مدل، کار اصلی شرکت دوگانه است. ابتدا، شرکت باید به عنوان یک مدافع تهاجمی برای ارز اساسی و اکوسیستم آن عمل کند. با سرمایهگذاری در پروژههای انجمن و حفظ حضور مداوم در گفتمان عمومی، تبلیغکننده تلاش میکند تا قیمت توکن را بالاتر ببرد و از سودهای داراییهای موجود خود بهرهبرداری کند. دوم، تبلیغکننده باید سهام خود را برای حفظ حقبیمه بالا بازاریابی کند. زمانی که بازار شرکت را به طور قابل توجهی بالاتر از ارز دیجیتال بیت کوینی که واقعاً دارد ارزیابی میکند، شرکت میتواند سهام جدید را به آن قیمت متورم شده بفروشد تا ارز دیجیتال بیت کوین بیشتری با نرخ عادی بازار بخرد. این مانور مالی محاسبهشده رقیقسازی افزایشی نامیده میشود.
با هم، این استراتژیها یک حلقه بازخورد از هیجان ایجاد میکنند. تبلیغکننده نیاز دارد قیمت ارز دیجیتال بیت کوین افزایش یابد تا ارزش خالص دارایی خود را افزایش دهد، و نیاز دارد حقبیمه سهام حفظ شود تا استراتژی انباشت خود را ادامه دهد. با این حال، این مدل شکننده است زیرا کاملاً به احساسات خارجی متکی است. اگر قیمت BTC متوقف شود یا حقبیمه سهام از بین برود - همانطور که ما در سراسر بورس در سال ۲۰۲۶ میبینیم - تبلیغکننده با یک ترازنامه غیرمولد و بدون مکانیزم داخلی برای رشد باقی میماند.
در مقابل، مدیران دارایی ارز دیجیتال بیت کوین را به عنوان یک کالای مولد مشابه "نفت دیجیتال" میبینند. در دنیای فیزیکی، یک شرکت بزرگ نفتی مانند Exxon یا Shell به سادگی بر روی ذخایر نمینشیند و امیدوار به رالی قیمت نیست. آنها اپراتورهای مالی پیچیدهای هستند که با موجودی خود به عنوان یک دارایی مولد برخورد میکنند. آنها منحنی آتی را معامله میکنند تا حقبیمهها را به دست آورند و از نوسانات بازار درآمدزایی کنند.
خزانهداریهای به سبک مدیر دارایی همین دقت صنعتی را در قلمرو دیجیتال به کار میبرند. با استفاده از ترازنامه خود برای تولید بازدههای واقعی مبتنی بر ارز دیجیتال بیت کوین، آنها اطمینان حاصل میکنند که رشد توسط مهارت عملیاتی هدایت میشود، نه محصول جانبی احساسات بازار کریپتو. با برخورد با ارز دیجیتال بیت کوین به عنوان کالایی که باید مدیریت شود، مدیر دارایی بازده واقعی را از مدیریت ماهرانه دارایی تولید میکند، نه از انتشار مداوم سهام جدید به عموم.
تمایز بین این دو مدل دیگر آکادمیک نیست. یکی از آنها کار نمیکند.
رویکرد تبلیغکننده - اتکا به انتشار سهام برای تأمین مالی انباشت ارز دیجیتال بیت کوین - دیگر یک استراتژی رشد قابل دوام نیست. آنچه زمانی به عنوان پیچیدگی مالی تلقی میشد، در عمل، تاکتیکی بود که به شرایط بازار غیرمعمول مطلوب وابسته بود.
انتشار سهام با حقبیمه میتواند به طور موقت ارز دیجیتال بیت کوین به ازای هر سهم را افزایش دهد، اما بازده اقتصادی ایجاد نمیکند. هیچ جریان نقدی، هیچ مزیت عملیاتی و هیچ مکانیزم ترکیب بادوام تولید نمیکند. کاملاً به صلاحدید سرمایهگذاران جدید وجود دارد. وقتی آن تقاضا ضعیف میشود، استراتژی فرو میپاشد.
برای بخش عمدهای از سال ۲۰۲۵، نادیده گرفتن این واقعیت آسان بود. افزایش قیمتهای ارز دیجیتال بیت کوین و نقدینگی فراوان، استراتژیهای انباشت را قابل تعویض جلوه میداد. سرمایه آزادانه جریان داشت، حقبیمههای سهام گسترش یافتند، و دهها شرکت خزانهداری همان دفترچه راهنمای بازی را اتخاذ کردند: ارز دیجیتال بیت کوین بخرید، روایت را تبلیغ کنید، سهام بیشتری جمع کنید، تکرار کنید. در آن محیط، تمایز مهم نبود.
اکنون اهمیت دارد.
همانطور که بازار بالغ میشود، خزانهداریهای ارز دیجیتال بیت کوین که صرفاً به انباشت منفعل متکی هستند با یک محدودیت سخت مواجه هستند: آنها فاقد مکانیزم داخلی برای رشد هستند. وقتی هر شرکتی مالک همان دارایی است، آن را به همان روش نگه میدارد و به همان دینامیکهای بازار سهام وابسته است، هیچ مبنایی برای عملکرد برتر پایدار وجود ندارد. این مدل کالایی شده است - و سرمایهگذاران از آن خسته شدهاند.
فقط برجستهترین بازیکنان - آنهایی با مقیاس استثنایی، شناخت برند، و شهرت در سطح مایکل سیلور - قادر خواهند بود این رویکرد را حفظ کنند. برای اکثر شرکتهای خزانهداری، انباشت منفعل بدون مدیریت دارایی فعال هیچ مسیری برای تمایز، انعطافپذیری، یا ارتباط بلندمدت ارائه نمیدهد.
بازارها از قبل این واقعیت را منعکس میکنند. نزدیک به نیمی از شرکتهای خزانهداری ارز دیجیتال بیت کوین به زیر mNAV سقوط کردهاند، و اکثر آنها بدون یک تغییر مسیر شدید بهبود نخواهند یافت.
برای انتقال از تبلیغکننده به مدیر دارایی، شرکتها باید فراتر از استراتژی ساده HODL حرکت کنند و ترازنامه را به کار بگیرند. این به معنای پذیرش ابزارهای معاملات کالای حرفهای است.
یکی از ابزارهای اصلی معامله مبنا است، که در آن یک شرکت از تفاوت قیمت بین قیمت معاملات اسپات ارز دیجیتال بیت کوین و قیمت قرارداد آتی سوءاستفاده میکند. با گرفتن این اسپرد، یک شرکت میتواند داراییهای ارز دیجیتال بیت کوین خود را حتی زمانی که قیمت دارایی ثابت یا در حال کاهش است، افزایش دهد. علاوه بر این، یک مدیر دارایی ارز دیجیتال بیت کوین از استراتژیهای اختیار پویا استفاده میکند تا تلاطم بازار را به درآمد تبدیل کند.
این رویکرد یک "بازده واقعی" ارائه میدهد که به فروش سهام بیشتر یا یافتن سرمایهگذاران جدید وابسته نیست. خزانهداری را از یک مرکز هزینه به یک مرکز سود تبدیل میکند. مهمتر از همه، مسیر واضحی برای افزایش ارز دیجیتال بیت کوین به ازای هر سهم از طریق تعالی عملیاتی به جای مانورهای بازار سرمایه فراهم میکند.
شرکتهای خزانهداری همچنین باید نحوه ارتباط خود با سرمایهگذاران را تنظیم کنند. مدیران عامل خزانهداری بیش از حد به عنوان تقلیدکنندگان با بودجه پایین مایکل سیلور ژست میگیرند - تمرکز بر تقویت روایت، حمایت عمومی و انباشت نمادین. این رویکردی است که برای تولید هیجان طراحی شده است، نه نمایش مدیریت مالی دقیق.
همانطور که بررسی دقیق سرمایهگذار تشدید میشود، مدیران عامل باید با توضیح نحوه مدیریت ریسک، نحوه ساختاردهی قرار گرفتن در معرض، و نحوه تولید بازده در طیف وسیعی از شرایط بازار، اعتبار ایجاد کنند. بازار بلندگوترین تشویقکنندگان ارز دیجیتال بیت کوین را پاداش نخواهد داد؛ شرکتهایی که داراییهای خود را مولدتر مستقر میکنند را پاداش خواهد داد.
توجه: دیدگاههای بیان شده در این ستون متعلق به نویسنده است و لزوماً منعکسکننده دیدگاههای CoinDesk, Inc. یا مالکان و شرکتهای وابسته آن نیست.
بیشتر برای شما
عصر هیجان کریپتو به پایان رسیده است، راه را برای ساخته شدن زیرساخت واقعی باز میکند
نیکولیچ یک مقاله سرمقاله اخیر CoinDesk را به چالش میکشد که اعلام میکند "عصر راک اند رول کریپتو تمام شده است" و استدلال میکند که این بهترین تغییر برای سازندگان صنعت است.


