
برای بنیانگذاران شرکت نوآفرین هندی، به دست آوردن منابع مالی به صورت بیصدا از یک جریان سرمایه محدود به زمان به یک فرآیند طولانی و منابعبر تبدیل شده است که میتواند شش تا نه ماه یا حتی بیشتر طول بکشد. آنچه قبلاً انتظار میرفت در یک فصل به پایان برسد، اکنون در چندین فصل اتفاق میافتد، حتی برای سازمانهایی که عملکرد خوبی دارند.
این فقط یک اتفاق یکبار مصرف یا یک رکود کوتاهمدت بازار نیست. سرمایهگذاران در حال تغییر نحوه تفکر خود درباره ریسک، سرمایهگذاری پول و مسئول نگه داشتن افراد هستند. این تغییر باعث میشود جمعآوری پول در تمام سطوح زمان بیشتری ببرد.
دلیل اصلی تاخیر این است که نحوه تصمیمگیریهای سرمایهگذاری تغییر کرده است.
قبلاً، مراحل جمعآوری پول نسبتاً واضح بود: جلسات ارائه، برگه شرایط، دقت لازم و بستن قرارداد. امروزه، دقت لازم به یک دوره بررسی طولانیتر تبدیل شده است. بانکداران در صنعت ادعا میکنند که دقت لازم زمان بیشتری میبرد، به طوری که سرمایهگذاران زمان کافی برای مشاهده دو فصل کامل عملکرد عملیاتی دارند.
بهروزرسانیهای ماهانه سیستم اطلاعات مدیریت (MIS) اکنون مانند یک ممیزی زنده عمل میکنند. آنها شامل دادههایی درباره درآمد، هزینهها، استخدام، ریزش و خط لوله هستند. سرمایهگذاران ممکن است بررسی کنند که آیا بنیانگذاران واقعاً میتوانند در طول زمان ارقام را ارائه دهند، به جای اینکه فقط به تخمینهایی که در جلسات اولیه در موردشان صحبت شده بود تکیه کنند.
این به سرمایهگذاران اجازه میدهد بدون قرار دادن پول در معرض خطر، در فرآیند درگیر باقی بمانند، که به طور مؤثر تصمیم نهایی را به تاخیر میاندازد در حالی که درک بهتری از نحوه پیشرفت امور به آنها میدهد.
دقت لازم طولانیتر ریسک را برای سرمایهگذاران کاهش میدهد، اما برای بنیانگذاران هزینه زیادی دارد.
وقتی سرمایهگذاران پول جمع میکنند، معمولاً آن را فقط یکی از بسیاری از کارهایی که باید انجام دهند میبینند. اما برای بنیانگذاران، این مهمترین چیز میشود. بر اساس برآوردهای صنعت، پهنای باند تولیدی یک بنیانگذار میتواند 45 تا 50 درصد در سال کاهش یابد اگر شش تا نه ماه را صرف جمعآوری پول کنند.
در این مدت، بخشهای مهم شرکت باید با مشکلات کنار بیایند. فروش کند میشود، نقشههای راه محصول به عقب میافتند، تصمیمات پرسنلی به تعویق میافتند و برنامههای استراتژیک به حالت تعلیق درمیآیند. این از دست دادن تمرکز میتواند به طور جدی به سازمان در بخشهایی که به سرمایه زیادی نیاز دارند یا سریع حرکت میکنند، آسیب برساند.
از قضا، هر چه جمعآوری منابع مالی بیشتر طول بکشد، عملکرد شرکت ممکن است بدتر شود، که باعث میشود سرمایهگذاران حتی بیشتر تردید کنند و چرخه را طولانیتر کند.
چیز دیگری که باعث میشود جمعآوریهای طولانی منابع مالی برجسته شوند این است که مردم اغلب پاسخهای نامشخصی میدهند.
بنیانگذاران معمولاً بارها و بارها چیزهای یکسانی میشنوند: "شاید"، "بیایید در تماس باشیم" یا "بیایید بعد از فصل بعدی دوباره در این مورد صحبت کنیم". بانکداران میگویند که این پاسخها معمولاً ردهای ملایم هستند، حتی اگر به عنوان نشانههایی از علاقه پایدار دیده میشوند.
یک رشته طولانی از این نوع پاسخها، معمولاً 8 تا 15 دور مذاکرات که به تصمیمی منجر نمیشوند، به این معنی است که شرکت نوآفرین در یک صفحه نیست وقتی صحبت از مرحله، زمان یا تناسب سرمایهگذار میشود.
پاسخهای واضح "خیر" به بنیانگذاران اجازه میدهند برنامههای خود را تغییر دهند. ابهام آنها را در پیگیریها و بهروزرسانیهای کوچک گیر میاندازد، که زمان را بدون حرکت به جلو تلف میکند.
افزایش دشواری یافتن یک سرمایهگذار پیشرو یک دلیل کلیدی، اما کمتر آشکار است که چرا جمعآوری منابع مالی زمان بیشتری میبرد.
نوشتن بزرگترین چک فقط یک بخش از رهبری یک دور است. یک سرمایهگذار پیشرو باید قیمتگذاری دور را تعیین کند، جزئیات قانونی را حل کند، جدول سرمایه را تنظیم کند، به هیئت مدیره بپیوندد و قول دهد که برای چندین سال مراقب امور باشد و کمک کند.
اکثر صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر در هند تیمهای کوچکی دارند که برای آنها کار میکنند. بسیاری از شرکای کلی در بیش از یک هیئت مدیره هستند. وقتی یک شریک از قبل روی 8 یا 10 کسبوکار سبد سهام پخش شده است، نمیتواند سرمایهگذاری دیگری را رهبری کند، مهم نیست که باور آنها چقدر قوی باشد.
به همین دلیل، بسیاری از دورها علاقه دریافت میکنند، اما رهبر واضحی ندارند. بدون کسی که مایل باشد قیمتگذاری و اجرا را مدیریت کند، مذاکرات برای همیشه ادامه مییابند و معاملات انجام نمیشوند.
کمیتههای سرمایهگذاری معمولاً درباره چیزهایی صحبت میکنند که بنیانگذاران اغلب به طور مستقیم نمیشنوند.
اینها شامل ملاحظاتی درباره دید خروج است—اینکه آیا شرکت میتواند به طور واقعبینانه یک سرمایهگذار بزرگتر را در 18 تا 30 ماه به دست آورد—میزانی که کسبوکار به بنیانگذاران فردی بستگی دارد، به جای سیستمهای مقیاسپذیر، و اینکه آیا جدول سرمایه فضایی برای دورهای آینده دارد.
اگر این مسائل برطرف نشوند، کارآفرینان بیشتر احتمال دارد تاخیرهای مؤدبانه دریافت کنند تا بازخورد مستقیم، که عدم اطمینان را ادامه میدهد.
مراقبت از ساعت مهم میشود. هم واسطهها و هم بنیانگذاران در حال تغییر هستند زیرا نحوه کار جمعآوری منابع مالی تغییر میکند. بانکداران میگویند که کار آنها از تعیین ساده اهداف شرکت به مدیریت واقعی جداول زمانی تکامل یافته است.
بنیانگذارانی که دورها را سریعتر میبندند، تمایل دارند مرزهای فرآیند واضحی تعیین کنند، مانند برنامههای واضح اتاق داده، ضربالاجلهای تصمیمگیری واضح، و ارتباطاتی که میگوید عملیات به حالت عادی بازمیگردد اگر یک دور تا تاریخ مشخصی بسته نشود.
این نوع اقدامات گزینههای سرمایهگذاران را محدود میکند و تصمیمگیری درباره اینکه آیا به جلو حرکت کنند یا عقبنشینی کنند را آسانتر میکند.
طولانی شدن چرخههای جمعآوری منابع مالی نشانهای از تغییرات در نحوه رفتار سرمایهگذاران است، نه فقط نحوه درک بازار از آن. جمعآوری منابع مالی زمان زیادی خواهد برد تا زمانی که سرمایهگذاران بتوانند بدون قرار دادن پول، اطلاعات دریافت کنند و کارآفرینان مجبور باشند برای تاخیر هزینه بپردازند.
دشواری برای بنیانگذاران دیگر فقط انتقال داستانها یا واداشتن مردم به گوش دادن نیست. این محافظت از اجرا در حین حرکت از طریق یک سیستم است، جایی که یک طرف با عدم تصمیمگیری چیز کمی برای از دست دادن دارد و طرف دیگر چیز زیادی برای از دست دادن دارد.
دوانش لاخانی، مدیر و بانکدار سرمایهگذاری در خدمات مالی لاخانی


